آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

احوالات علی کوچولو9خرداد95

  علی کوچولوی ما که این روزا دوران بد شیرین زبونیشه. همه کلمات رو شکسته بسته تکرار میکنه. شخصیت ها رو کاملاً میشناسه از دبا، آگله(غزاله)، نسین(نسرین)، اضا(رضا)، ننس(نرگس که همکلاسی ایشان می باشد و در صبحی که در مسیر مهد بودیم با دیدن ایشان گفت:مامان!ننس)،عمه کبان(ارغوان)، آگاجون(که هر وقت میگه یاد قیلم عروسی به سبک ایرونی میافتم)، عسیس(عزیز)، پاچو، بیشین، باوو(بادوم)،پسی(پسته) و بسیار لغت دیگر که در ذهنم نیست. روز 16 اردیبهشت هم که مبعث بود علی آقا برای اولین بار رفتن سلمانی و موهای مبارک رو اصلاح فرمودند.قابل ذکر است که عین آمار پدرشان سرشان رو یه ربع نگه داشتند تا آقای آرایشگر بتونه کار خودش رو انجام بده. بعدش هم که اومدن ...
9 خرداد 1395

احوالات این روزای آویسا9خرداد 95

با سلام به دوستان گلم انشاءالله همیشه وهر  کجا هستین خوش و خرم باشین. خواستیم کمی از احوالات این روزهایمان بنگاریم که هم درد دلی بنماییم و هم خاطره ای برا گلکانمان در آینده ای نه چندان دور بخوانند که چه بودند و چه شدند. دخترکمان آویسا خانوم که کلاً گاهی به جنگ هستن و گاهی به صلح با برادرشان. گاهی بر سر دوچرخه جدید برادرشان نزاع دارند و گاهی به صلح درحال بازی. اینروزها وقتی باهم تنها میشویم میاد در گوشمان که مامان میشه برام یه خواهر بیاری من خیلی دلم خواهر میخواد ومن تنها سکوت و ایشان پناه به پدر میبرند و بسیار این خواسته شان این روزها تکرار میشود. بگذریم جدیدا هم کلاس شنا ثبت نامشان کردم البته قبل ...
9 خرداد 1395
1